X
تبلیغات
رایتل
داستانک
  
 داستانک ( داستان کوتاه )
 
آرشیو
 
یکشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1386
نمیدونم !

تو دانشگاه دیدمش و عاشقش شدم !

آروم آروم مهر هر دومون تو دل همدیگه نشسته بود

دختر زیبا و فهمیده ایی بود ، همه کار و زندگیم شده بود اون

درس ، دانشگاه ، کار ، حتی همین وبلاگ

هرچی وقت داشتم با اون میگذروندم

بعد از ۲ سال رفتیم خواستگاری

۱۰۰۱ دردسر و حرف و حدیث پیش اومد

هردومون مثل کوه وایسادیم پای هم ..........

فقط یه روز مونده بود به عقد که رفتیم آزمایشگاه

مثل پرستو تو آسمون بودم

ولی وقتی نتیجه آزمایش نشون داد که ..........

اعتیاد

مثل کرم خاکی توی زمین بودم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 313124


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها