X
تبلیغات
رایتل
داستانک
  
 داستانک ( داستان کوتاه )
 
آرشیو
 
شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1387
بچه های خوب

 

آره فبول داریم . ما بچه های خوبی واسه بابامون نبودیم .


اون رو گذاشته بودیمش خونه سالمندان و دیر بهش سر می زدیم ، هرچی می گفت بیشترسربزنین ،

می گفتیم : کارداریم .

می گفت دلم واسه بچه هاتون تنگ شده ،

می گفتیم اونا هم درس دارن .

آره ! در حق اون ظلم کرده بودیم .

اما الان حدود یک ماهه که بچه های خوبی واسه بابامون شدیم .


 اون رو از خونه سالمندان آوردیم بیرون . دیگه هر هفته بهش سر می زنیم .

بچه هامون رو هم با خودمون می بریم .

حالا هم میخوایم واسش یه مراسم چهلم عالی و با کلاس بگیریم .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 313123


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها