X
تبلیغات
رایتل
داستانک
  
 داستانک ( داستان کوتاه )
 
آرشیو
 
جمعه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1383
خوش بینی

 تنها قرص نانی را که داشتم به دو نیم کردم و نیمی را به همسفرم دادم
 ولی او هنوز هم به آن نیمه دیگر نان که در دست من هست نگاه می کند .

 نیمه دیگر را نیز به او می دهم

 ولی بازهم ……

 به او میگویم گرسنه نیستم

 ولی بازهم

 آه ، او به دستان من نگاه میکرد نه به نیمه قرص نان

 عجب اشتباهی !


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 313123


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها